جمال رضايى

59

بيرجندنامه ( فارسى )

بيشتر خاندان‌ها نزديك هم و در خانه‌هاى پيوسته به هم زندگى مىكردند و حتّى گاهى قسمتى از خانهء مسكونى خود را جدا نموده به فرزندى كه تازه ازدواج كرده بود واگذار مىنمودند . از اين‌رو برخى از محلّات به خانواده‌هاى معيّنى اختصاص يافته بود . همين حكم در مورد كسانى كه مشاغل همانند و مشترك داشتند نيز صادق بود و برخى از محلّات به طبقات و اصناف معيّنى اختصاص داشت تا در موقع نياز به يارى يكديگر بشتابند . 8 - نزديكى خانه به محلّ كار : برخى از مردم و اصناف كه محل كار يا گارگاه‌هايشان در نقاط معيّنى قرار داشت خانه‌هاى خود را در نزديك همان محل كارشان مىساختند و هرچه جمعيّتشان افزونى مىگرفت بر تراكم ساختمان‌ها و خانه‌ها در آن محل يا محلّه افزوده مىشد . همهء اين عوامل و شايد عللى ديگر باعث شده بود كه شهر با خانه‌هايى متراكم و درهم فشرده با كوچه‌هايى تنگ و باريك و پيچ در پيچ و پست و بلند و . . . ساخته شود تا در شرايط آن روزگار مردم بتوانند آسوده‌تر و با خيالى راحت‌تر در آن‌ها زندگى كنند « 1 » . بيرجند در منطقه‌اى زلزله‌خيز واقع است و زياد اتّفاق مىافتد كه در خود شهر و يا روستاهاى دور و نزديك آن زلزله‌هاى سهمگين و ويران‌گر روى مىدهد . بسيارند روستاهايى كه در همين چند ده سالهء اخير بر اثر زلزله ويران شده‌اند . خود شهر بيرجند هم - به‌طورى كه در افواه شايع است - چندبار بر اثر زلزله خراب شده و بازسازى گرديده است كه آخرين بار در روزگارانى نه چندان دور روى داده و پس از ويرانى « خواجگانى » كه در كناره‌هاى نهر قصبه نشيمن داشته‌اند شهر را از نو ساخته‌اند و اندك‌اندك مردمى ديگر هم بر آن‌ها افزوده شده‌اند . مردم بيرجند يكى از دودمان‌هاى بزرگ و محتشم و سرشناس شهر را از اولاد و احفاد آن كولىها مىدانند .

--> ( 1 ) . شهر كنونى بيرجند سه بخش متمايز دارد : بخش شمالى ، بخش مركزى - بخش جنوبى . شهرى كه ما از آن سخن مىگوييم در حقيقت بخش مركزى شهر كنونى است . بخش شمالى اكنون كارگرنشين ، فقيرنشين و روستايىنشين است و بخش جنوبى كه بافتى نو و خيابان‌هاى پردرخت دارد محل سكونت ثروتمندان كارمندان دولت و طبقات نسبتا مرفّه است .